بازگشت به عصر وبلاگنویسی
نویسنده خیابانی
نوشتن در شبکههای اجتماعی مانند موسیقی خیابانی است. رهگذران نیامدهاند برای «شنیدنِ تو» و سرگرم زندگی خودشاناند. یکی به خانه میرود و یکی از خانه میگریزد. کسی تهیدست از کار آمده و دیگری پربار. احوال جورواجورند و آدمها به هزار قصد، پا در مسیری گذاشتهاند که تو در آن بساط کردهای و از این هزار، حتی یکی قصدِ شنیدن تو را نداشته است. حضور جسورانهای است. تلاش برای اینکه در میان قصدهای پراکنده، جایی برای خود باز کنی و شاید عابری در مواجهه چندثانیهایاش با نغمه ساز و آواز تو قدمش کند شود؛ چه شود که از این میان یکی درنگ کند و بایستد و کمی اینپا و آنپا کند تا یک دقیقه تماشاگر تو باشد و سپس راهیِ سوی خود شود.
نویسنده خیابانی هم، جسارت دارد که در گذر بساط کند. من مزه این جسارت را چشیدهام و همچنان نیز از خودم دریغ نخواهم کرد. اما مزه دیگری را نیز چشیدهام که این روزها کمتر چشیده میشود. ابتدای دهه هشتاد، بهار وبلاگنویسی فارسی بود. در آن روزها نویسندهها خیابانی نمینوشتند بلکه وبلاگستان مانند دشتی بود که هرکس کنجی از آن خانه ساخته و رفتهرفته از دل دشتی لمیزرع، آبادیِ خرمی ظاهر شد. جوانهایی که اگر وبلاگ نبود، نامشان هیچجای دیگری شنیده نمیشد؛ با وبلاگ ظهور کردند.
دعوت به بازگشت
من میخواهم به همان روستای متروک بازگردم و البته امیدی ندارم که جمعیتِ ترکِروستاکرده، به این آبادی برگردند. اما دعوت کننده به بازگشتم و به گمانم امروز بیش از همیشه نیازمند بازگشت به وبلاگنویسی هستیم؛ جایی که هرکس برای خود خانهای بسازد و فهم و اندیشهاش را بیان کند و در معرض تماشا قرار دهد. جایی که هرکس خیالش را با جمع به اشتراک بگذارد و از اجتماع نوشتهها و گفتهها، «ادبیاتِ اندیشه» از کف جامعه سبز شود.
میدانم همچنان ازدحام در خیابان است و اقتضای خیابان نیز جز این نیست. اما این روزها، ذوق بساطچیدن در حاشیه گذرها را ندارم. شاید سنوسال من اثرگذار شده است و میلم به گفتوگوی خلوت با مخاطبانِ مدید است؛ آنها که حوصلهام را داشته باشند. شاید رهگذرها دیگر چنان اخم درهم بردهاند که حوصله درنگ و تأمل ندارند و شاید سببهای دیگر در میان باشد؛ تلاش برای کشف سبب، بیهوده است و سببها همواره مبهم میمانند...
پس از این، بیشتر در خانهای خواهم نوشت که دری باز و گشوده دارد به روی هرکه میل داشت و آمد؛ برای حرفهایی که انضباط و پیوستگی بیشتری میطلبند.
دیدگاهها
هنوز دیدگاهی نیست؛ نخستین باشید.