ساخت و معنای واژه گستار
This piece has not been translated yet — it is shown in Persian. Read in Persian
واپسین روز مرداد سال پنج است و تا ساعاتی دیگر، اپیزود شصتوسوم انسانک منتشر میشود. نام این اپیزود را گذاشتهام «گُستار عمل» و واژه گستار کلمهای است که سابقهای در لغتنامه فارسی ندارد؛ اما بیبنیه نیز نیست و از خانواده گسترش و گسترانیدن است. آنچه در این کلمه افزوده شده پسوند «ار» است و درباره ساخت و معنای این کلمه توضیح مختصری را تقدیم میکنم:
یک: ساختمان کلمه
از حیث ساختمان لفظ، این کلمه میتواند محل اشکال باشد. ترکیب بن ماضی بهعلاوه پسوند «ار»، شیوه رایجی برای ساخت کلمه است مانند:
جست + ار = جستار
کشت + ار = کشتار
گفت + ار = گفتار
ساخت + ار = ساختار
اگر بنا بود در همین قاعده کلمهای از مصدر گستردن ساخته شود، صورت صحیح آن میشد:
گسترد + ار = گستردار
اما این واژه آهنگِ خوشی ندارد و به زبان نمینشیند. به بیان دقیقتر کلمه «گستردار» بهدلیل تکرارِ صامتِ «ر»، دچار ثقلِ آوایی است و با حذف عامدانه واج، میتوان به کلمه «گستار» رسید. جسارت دستبردن در ساختمان کلمات به معنای نادیدهانگاری قواعد زبان نیست اما این جسارت را از سنتِ شاعرانه سرزمینمان به ارث بردهایم. نمونههای بسیاری داریم که شاعران نامدار ما به ضرورتِ شعر و رعایت عروض و آهنگ، ساختار یک کلمه را منقلب کردهاند و واژه را بهصورتی نادرست در بیت نشاندهاند. در نگرش من، سادگی کلمه در بیان و پذیرش آن از سوی جامعه ضرورتی بیش از رعایت وزن در شعر دارد و بنابراین برهمزدن ساختار کلمه را بر خودم روا دانستم.
دو: معنای کلمه
گستار به معنای کنش و فاعلیت در گستراندن است و در این اپیزود گستارِ عمل به بسطدادن و گستردهکردنِ امکانِ عمل میپردازد و این معنا متفاوت است با کنشگری یا عملگرایی. فردی که متوجه کنش و فعالیت و عمل خویش است، راهکارهایی را میجوید برای توسعهدادن به عملِ خود اما گستار عمل زمینهساختن برای عملِ دیگری است.
به بیان خلاصه، واژه «گستار»، سه لایه را در خود دارد:
- لایه فعلی: کنشِ بسطدادن و گشودن.
- لایه اسمی: میدان یا بسترِ فراهمشده.
- لایه مفهومی: سخاوتِ هستیشناسانۀ فاعلی که از خود فراتر میرود تا دیگری بتواند عمل کند.
بنابراین گستار یک نوواژه (Neologism) است که بهقصد افزودن بر دقت و وسعت زبان در تبیین نیازهای نظری، پیشنهاد میشود.
از اپیزود زلفار با انسانک آشنا شدم و این نو آوری در کلمات را بسیار جسورانه و قابل تامل میدانم. دوستار شما
درودها این واژه نوین نه تنها هیچ قبحی ندارد بلکه حسن ممتازی هم دارد ؛ بخوبی در ردیف واژگان جستار گفتار رفتار و ....جای میگیرد فقط ضروری است که موارد کاربرد آن بطور مکرر در نوشتار ها و منون مختلف آورده شود و بخصوص آن که میبایست واژه مقدماتی برای انجام امر دیگری باشد ؛ گستار برای صحنه ، گستار برای آراستی سفره ، گستار حوزه گفتگو برای مفاهمه یک واژه نوین پیشنهادی ، ....
درود و عرض ادب این کار شما جسارت میخواد و من این جسارت رو دوست دارم و چون دوست دارید میگم «آفرین» من ادبیاتی نیستم و شاید نظرم فاقد ارزش باشه اما دوست دارم بگم این رو که کلمه «گستار» و یا هر واژه ای که قرار است بکار بیاد بهتر است خودش بیانگر خودش باشه ( مثل پیاده رو = جای عبور عابر پیاده)خودش گویای معنیش باشه و کلمه گستار برای من ریشه ی «گسستن» رو متبادر میکنه تا گسترانیدن.و توضیح این کلمه برای جا انداختن در افهام هرچند منطق و ساختار داره از نظر من به دور از حوصله و فهم اکثریت هست و بیشتر از این در محدوده سواد من از ادبیات و ریشه ی کلمات نیست. سبز باشید.مراقبت🌱